عباس اقبال آشتيانى

430

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

علماى دين و بناى ابنيهء خير پرداخت و به سيرهء خاندان اينجو و پدر خود امير مبارز الدين با خلفاى عباسى مقيم مصر بيعت كرد مخصوصا در سال 770 علماى دينى را واداشت كه در قبول بيعت القاهر باللّه محمد بن ابى بكر رسالات بنويسند و نام اين خليفه را در خطبه‌ها داخل كنند . شاه محمود بعد از تسليم شيراز باصفهان آمد و چون هنوز خيال انتقام‌خواهى از برادر را از سر بدر نكرده بود با سلطان اويس طريق مرافقت مىسپرد و مصمم آوردن دختر او در عقد ازدواج خود بود . شاه شجاع در سال 768 بعزم بيرون كردن او از اصفهان به طرف آن شهر حركت كرد ولى چون شاه محمود اظهار كوچكى و تبعيت از برادر نمود اصفهان را به او واگذاشته بشيراز مراجعت كرد . شاه محمود دختر امير غياث الدين كيخسرو اينجو يعنى خان سلطان را در حبالهء نكاح داشت . اين زن چون شنيد كه شاه محمود در صدد تزويج دختر سلطان اويس جلاير است علىرغم شوهر و به قصد انتقام خون عم خود شيخ ابو اسحاق محرمانه از اصفهان مراسلاتى بشاه شجاع نوشت و به او وعده داد كه اگر بجانب اصفهان حركت كند شوهر را گرفته تسليم او نمايد و دروازه‌هاى اصفهان را بر روى او بگشايد بعلاوه او را از بابت حركت لشكر سلطان اويس بعزم عراق ترساند . شاه شجاع در سال 768 باصفهان رسيد و در بيرون آن شهر مقام كرد . خان سلطان هر قدر خواست بتحريك و دسيسهء قشون طرفين را به جنگ وادارد توفيق نيافت چه شاه محمود كه از هيبت برادر ترس داشت نسبت به او از در انكسار و خضوع درآمده پيش شاه شجاع عجزولابه كرد و شاه شجاع هم پس از ملاقات با او اصفهان را مجددا در عهدهء برادر گذاشته بشيراز مراجعت نمود . وزارت شاه شجاع را در اين ايام خواجه قطب الدين سليمان شاه بن خواجه محمود كمال داشت . بعد از مراجعت از اصفهان شاه شجاع اين خواجه را محبوس كرد و پسر او امير غياث الدين محمود را ميل كشيد و بكرمان تبعيد نمود . خواجه قطب - الدين اندكى بعد از حبس گريخت و باصفهان پيش شاه محمود رفت و از طرف شاه محمود به وزارت اختيار شد . خان سلطان كه از خيال برانداختن آل مظفر و اطفاء آتش انتقام‌خواهى خاندان اينجو بيرون نمىرفت بار ديگر باب مكاتبهء با شاه شجاع را مفتوح نمود و بقدرى در اين